تولد تا مرگ

به تاریخ های روی سنگ قبر نگاه کنید 
تاریخ تولد - تاریخ مرگ 
آنها فقط با یک خط فاصله از هم جدا شده اند 
همین خط فاصله ی کوچک نشان دهنده ی تمام مدتی است که ما روی کره زمین زندگی کرده ایم 
ما فقط به اندازه یک " خط فاصله " زندگی می کنیم !
ارزش این خط کوچک را تنها کسانی می دانند که به ما عشق ورزیده اند.
آنچه در زمان مرگ مهم است پول و ثروتی که باقی می گذاریم نیست. 
بلکه چگونه گذراندن این خط فاصله است 
بیایید به چرایی خلقتمان ییاندیشیم 
بیایید بیشتر یکدیگر را دوست داشته باشیم 
دیرتر عصبانی شویم 
بیشتر قدردانی کنیم 
کمتر کینه توزی کنیم 
بیشتر احترام بگذاریم 
بیشتر لبخند بزنیم 
بیشتر عشق بورزیم .
و به یاد داشته باشیم که این " خط فاصله " خیلی کوتاه است !

ترس واکنشي است طبيعي، لازم، مهم و مفيد در صورتي که به طور کامل کنترل و به طور منطقي تعبير شود باعث ميشود که شخص در مواجهه با مشکلات بيشتر احتياط کند. واتسون پايهگذار مکتب رفتارگرايي عقيده دارد که ترس يکي از صد غريزه يا انگيزهاي است که انسان با آن به دنيا ميآيد.
ترس يکي از پديدههايي است که نقش بسيار تعيينکنندهاي در تکامل انسان ابتدايي داشته است، همچنين در شکلگيري و توضيح شخصيت انسان و در روابط اجتماعي، ترس جزء يکي از فاکتورهاي اساسي محسوب ميشود.

هنگامي که ما ترس را تجربه ميکنيم، دستخوش تغييرات بدني و هيجاني گوناگوني ميشويم که پاسخ ترس را تشکيل ميدهند. پاسخ ترس داراي چهار عنصر است :
1- عناصر شناختي (انتظار آسيب قريبالوقوع)
2- عناصر بدني (واکنش اضطراري بدن به خطر، به علاوه تغييرات موجود در ظاهر ما)
3- عناصر هيجاني (احساس دلهره و وحشتزدگي)
4- عناصر رفتاري (گريه، جنگ، گريز، در جاي خود خشک شدن)

اضطراب چيست؟
اضطراب نيز همان چهار مولفه ترس را داراست ولي با يک تفاوت مهم، مولفه شناختي ترس، انتظار خطري واضح و بخصوص است در حالي که مولفه شناختي اضطراب، انتظار خطري مبهم است.

ترس و اضطراب در کودک
آيا ماهيت ترس و اضطراب در کودکان همانند بزرگسالان است؟ آيا ترسي که در بزرگسالي باقيمانده، ترس حل نشده در دوران کودکي است؟ و ....
جواب اين سوالات را با هم در مروري بر ترس و اضطراب خواهيم داد.

انواع ترس
به طور کلي ترس در کودکان را ميتوان به دو گروه عمده تقسيم کرد.
1- ترسهاي طبيعي و لازمه دوران رشد
2- ترسهاي نابهنجار (اضطراب)

 

مهارتهای تربیتی کودکان

پدر و مادر عزيز براي تربيت سازنده فرزندانتان مهارتهايي وجود دارد که با استفاده از آنها در روند مراقبت از فرزندانتان ميتوانيد نقش اساسي در رشد آنها داشته باشيد.

1) به رفتارهاي کودکتان با دقت توجه کنيد.
بسياري از والدين توجه کمي به آنچه که در خانه اتفاق ميافتد دارند و به همين دليل ممکن است مشکلات را بيشتر و مهمتر و بالعکس کمتر و کم اهميتتر از آنچه که هست ارزيابي کنند. براي مثال: کودکان گاهگاهي نق ميزنند بهويژه، در زمان خستگي، بيماري و يا تغييرات محيط، اگر والدين خود خسته و ناراحت باشند ممکن است اين مشکل را خيلي بزرگ جلوه دهند. گاهي بالعکس، کودکي که مرتباً با همسالانش دعوا ميکند والدين بيتوجهي کرده و آن را طبيعي ميدانند و هيچ اقدامي نميکنند.

با توجه نمودن به رفتارها و يادداشت کردن آنها و اينکه چند بار در روز اتفاق ميافتد بهتر ميتوانيد بفهميد که آيا کودکتان مشکل دارد و آيا نحوه برخورد شما براي حل مشکل مفيد است يا نه؟

2) چگونه ميشود رابطه بهتري با فرزندتان داشته باشيد؟
اوقات خوبي را با فرزندتان بگذرانيد.
معمولاً والدين زمان بسيار کمي را با فرزندشان ميگذرانند و بيشتر مواقعي که به ظاهر با بچهها هستند، اغلب به فعاليت ديگري مشغول هستند. بهتر است در طول روز و بهطور مکرر زمانهايي را با کودکتان بگذرانيد. زمانهاي کوتاه (براي مثال 1 تا 10 دقيقه) مفيدتر است. مثلاً وقتي که کودک به شما مراجعه ميکند تا چيزي بپرسد و يا چيزي ميخواهد، بهترين زمان براي توجه به کودک است.

با کودکتان صحبت کنيد.
در مورد چيزهايي که فرزند شما به آن علاقه دارد صحبت کنيد. صحبت با کودک به او کمک ميکند که سخن گفتن را ياد بگيرد، مهارتهاي اجتماعي و گفتگو کردن را بياموزد و اعتماد به نفسش افزايش مييابد.

احساسات خود را به کودکتان نشان بدهيد.
فرزندتان را بغل کنيد، لمس کنيد، در آغوش بگيريد، ببوسيد، ماساژ دهيد، قلقلک بدهيد. اين کارها به کودکان کمک ميکند که از مورد توجه بودن و مورد محبت واقع شدن احساس آرامش کنند و رابطه عاطفي آنها محکمتر شود.

3) اگر مايليد فرزند شما رفتار مطلوبي انجام دهد، مهارتهاي تشويق کردن را بياموزيد.
رفتار مطلوبي را که ميخواهيد کودکتان انجام دهد دقيقاً مشخص کنيد (براي مثال «داشتن نظم» براي کودک مبهم است، به جاي آن ميتوانيد از کودک خود بخواهيد مثلاً اسباببازيها را در محل خودش قرار دهد).

در هر نوبت يک رفتار را انتخاب کنيد و وقتي فرزند شما آن رفتار را بهصورت خودکار انجام ميداد روي رفتار ديگري تمرکز کنيد.

از روشهاي گوناگون تشويق کردن استفاده کنيد. تشويقهاي شما ميتواند کلامي باشد (براي مثال: آفرين دخترم من واقعاً از اين که بعد از اتمام بازي اسباببازيهايت را مرتب کردي، خوشحالم) يا تشويقهاي غير کلامي مثل لبخند زدن، چشمک زدن، بغل کردن، و ... که کودکان از آن لذت ميبرند. اگر از تشويق مادي (خريد يک وسيله) استفاده ميکنيد دقت کنيد آن وسيله گران نباشد ولي مورد علاقه فرزندتان باشد. حتماً بعد از اينکه کودکتان رفتار مطلوب را انجام داد آن را تهيه کنيد و به وعده خود عمل کنيد. تشویق باید به موقع باشد، یعنی بلافاصله بعد از انجام رفتار مطلوب توسط کودک. تاخیر تاثیر تشویق را از بین میبرد.

اگر در تشويق کردن فرزندتان براي انجام يک رفتار مطلوب ناموفق هستيد با متخصص مشورت کنيد.

ادامه از قسمت اول
4) رفتار و مهارتهاي جديد را به کودکانتان آموزش دهيد.

برخي از والدين تصور ميکنند کودکان با گذشت زمان و وقتي بزرگتر ميشوند ياد ميگيرند چگونه در هر موقعيتي رفتار کنند. در حاليکه براي يادگيري هر مهارت جديد لازم است والدين آموزش دهند، با فرزندشان تمرين کنند، کودک خود را تشويق نمايند و خود الگوي خوبي در اين زمينه باشند.

5 ) چگونگي برخورد با رفتار نامطلوب فرزند

کودکان خواستههاي زيادي دارند که انجام همه آنها مقدور نيست و يا برخي از اين خواستهها پسنديده نيستند. بنابراين همه کودکان لازم است که حدود و قوانين را ياد بگيرند و ناکامي و ناراحتي خود را هنگامي که به خواستههايشان نميرسند کنترل کنند. مديريت اين رفتارها براي والدين ممکن است پردردسر باشد، اما روشهاي مثبت و موثري وجود دارد که به کودکان کمک ميکند کنترل بر خويش (خويشتنداري) را ياد بگيرند.

روشهاي مختلفي براي اداره مشکلات رفتاري کودکان وجود دارد. والدين با تمرين اين شيوهها فرصت خواهند يافت که در هر شرايطي روش مناسب را برگزينند.

6) چگونگيمديريت رفتارهاي نامطلوب کودکان در خارج از خانه

کودکان ممکن است در خانه مشکلي نداشته باشند ولي در موقعيتهاي ديگري مثل مهماني، فروشگاه، مطب پزشک و يا مسافرت مشکلاتي را بهوجود آورند.

از قبل آماده باشيد و چنين موقعيتهايي را در خانه و خارج از خانه تمرين کنيد.

انتظاراتي را که از کودک خود داريد از قبل مشخص کنيد و براي او توضيح دهيد (براي مثال امروز که ميرويم فروشگاه ميخواهم که دست منو بگيري و از من دور نشوي)

فعاليتهاي سرگرمکنندهاي براي کودک در آن موقعيت خاص فراهم کنيد (مثلاً بردن اسباببازي مورد علاقه کودک).

7) تسلط بيشتر بر اوضاع

والدين عزيز هر روز حوادث و مسائلي در زندگي شما پيش ميآيد که ممکن است تعادل شما را دچار اشکال کند. نميتوانيم از وقوع بعضي حوادث جلوگيري کنيم ولي ميتوانيم خود را براي مقابله با چنين حوادثي آماده کنيم. ميتوانيم فکر، احساس و رفتارمان را طوري تنظيم کنيم که آسيب کمتري ببينيم. ابتدا موقعيتهاي دشوار را مرور کنيد و مهارتهايي که براي برخورد با آنها لازم است تمرين کنيد. تواناييها و ضعفهاي خود را بشناسيد. اگر مشکلاتي در زندگي شما هست همين امروز براي حل آن اقدام کنيد.

8 ) دستيابي به روحيه بهتر

هنگامي که يک اتفاق ناگوار براي شما ميافتد، افکار منفي از ذهنتان ميگذرد. اين افکار ممکن است در همان موقع باورکردني باشند اما اگر بعداً راجع به آن فکر کنيد به نظرتان غيرواقعي، مبالغهآميز و حتي خندهدار بيابند. اما در همان زمان اين افکار باعث ناراحتي و نگراني بيشتر شما ميشود و موجب ميشود که شما تصميمات درستي نگيريد و حتي مشکلتان بدتر شود. افکار منفي را شناسايي کنيد (مثل من هميشه خراب ميکنم). در گفتگو با خود عبارت مثبت در جهت سازگاري بيشتر استفاده کنيد. (مثل ميتوانم اين مشکل را حل کنم) و با افکار منفي مبازره کنيد (گاهي خراب ميکنم ولي بيشتر اوقات خوب عمل کردهام) ياد بگيريد که چگونه خودتان را در شرايط سخت آرام نگه داريد. براي موقعيتهايي که احتمال دارد مشکلي پيش بيايد برنامهريزي کنيد و آماده باشيد.

9) تقسيممسئوليتها

پدر يا مادر بودن وظيفه دشواري است و اگر پدر يا مادر هر کدام بخواهند به تنهايي اين مسئوليت را بپذيرند دچار خستگي و نااميدي خواهند شد. ياد بگيريد از ديگران کمک بخواهيد با همسرتان کارها را تقسيم کنيد در مورد مشکلات پيش آمده حرف بزنيد. اگر تا حالا چنين کاري نکردهايد ممکن است در ابتدا همسر و ساير اطرافيان به راحتي تقاضاي شما را نپذيرند چون آنان عادت کردهاند که شما به تنهايي همه کارها را انجام دهيد.

اختلال دو قطبي در دوران کودکي BIPOLAR DISORDER

اختلال دو قطبي در دوران کودکي BIPOLAR DISORDER
بعضي اوقات آنها دوره هايي از مانيا دارند . ممکن است سرشار از انرژي باشند و يا بسيار تحريک پذير شوند . در ديگر مواقع خلق آنها افسرده است و احساس غم و اندوه ميکنند . متخصصين قبلاً عقيده داشتند که اختلال خلق دو قطبي فقط مربوط به بزرگسالان است اما امروزه ميدانند که حتي يک جوان هم مي تواند گرفتار اين مشکل شود اگر چه با علائمي متفاوت تر از بزرگسالان .

* عوامل ايجاد اين اختلال
هنوز بطور قطعي علت اين اختلال را نمي دانيم . به نظر ميرسد عدم تعادل در سيستم شيميايي مغز و يا مشکلاتي در ارتباط با سيستم اندوکرين که هورمونها را کنترل مي کنند در ايجاد اين اختلال مؤثر باشند . بعضي تحقيقات نشان مي دهد که اين اختلال مي تواند بعلت وجود مشکلي در ساختمان و يا اندازه قسمتهاي مشخصي از مغز باشد که در تنظيم خلق دخالت دارند .

اين اختلال مي تواند بصورت فاميلي باشد . اگر يکي از اعضاي نزديک خانواده مثل پدر ، مادر ، پدربزرگ و مادربزرگ و يا خواهر وبرادر در چنين شرايطي باشند ريسک ابتلاي فرزند خيلي بيشتر است . بطور معمول والدين نگران اين هستند که آيا کاري(گناهی) کرده اند که منجر به ايجاد اين اختلال در فرزندشان شده است .وقتی یکی از والدین گرفتار این اختلال باشد شانس ابتلاء فرزند وی 25 تا 50 درصد و وقتی هردو والد مبتلا باشند شانس ابتلاء فرزند به 50 تا 75 درصد میرسد که حاکی از نقش بسیار مهم ژنها در میزان ابتلاء به این نارحتیست.

اگر چه استرس ، بعضي داروها و بعضي از شرايط برانگيزنده قسمتي از مانيا و يا دپرشن کودک مبتلا به اختلال دوقطبي هستند ولي هنوز چيزي وجود ندارد که والدين بتوانند در ايجاد و يا پيشگيري از اين اختلال انجام دهند .

* علائم اختلال دو قطبي
شامل دو نوع علائم میباشد:
1- علائم مانیا یا هیپومانیا (شیدائی)برای حداقل یکهفته، شامل حداقل 3 علامت از علائم زیروجود داشته باشد:
ü _ تحريک پذيري ،خلق شاد
ü _ حواسپرتی
ü _ اعتماد به نفس بالا احساس بزرگ منشی
ü _ کاهش نیاز به خواب
ü _ پرحرفی یا تندتند حرف زدن
ü _ پرش افکار
ü _ بیقراری یا افزایش فعالیتهای معطوف به هدف (از جمله فعالیتهای اجتماعی، تحصیلی، سکسی)
ü _ درگیری بیش از حد درامور لذتبخش که گاهی با عواقب ناراحت کننده وزیانبار همراه است

یا
2-علائم افسردگی برای حداقل دو هفته، شامل حداقل پنج علامت از علائم زیروجود داشته باشد:
_ خلق افسردهیا بی علاقگی شدید یا در اطفال به صورت تحریک پذیدی
_ کاهش انگیزه برای انجام کارها
_ کاهش وزن (افزایش یا کاهش اشتها) در کودکان به صورت وزن نگرفتن
_ بیخوابی یا پرخوابی
_ بیقراری یا کندی جسمی-روانی
_ احساس خستگی وکمبود انرژی
_ احساس بی ارزشی یا گناهکار بودن
_ کاهش تمرکز بلاتصمیمی
_ افکار مکرر در مورد مرگ یا خود کشی
بعضي بچه ها در حين اوج علائمشان ممکن است بطور خيلي کوتاه به خلق طبيعي بازگشت داشته باشند . خيلي از بچه ها بطور دائم بين خلق مانيا و افسردگي در چرخشند بطوريکه گاهي در زمانهاي متعدد در يک روز به هر دو حالت دچار مي شوند و گاهي نيز در يک زمان علائمي از هر دو حالت مانيک و دپرشن ( افسردگي ) را دارند .

دوره هاي افسردگي و مانيا در بزرگسالان با وضوح کمتري مشخص مي شوند . بچه ها ممکن است تحريک پذير شوند ، کج خلق و تندخو شده و در رفتارهاي جسمي دچار وسواس شوند و يا سطح بالايي از انرژي دارند .در زمانهاي ديگر آنها ممکن است بگويند که احساس خلاء ، غم و خستگي ميکنند ، از سردرد دردهاي عضلاني ، معده درد و يا ضعف شکايت دارند .بچه هاي با مشکل اختلال دو قطبي اغلب مدرسه را رها مي کنند و يا راجع به فرار از خانه صحبت مي کنند ، اغلب از بچه هاي ديگر جدا مي شوند و نسبت به مردودي يا انتقاد بيش از حد حساس هستند .نوجوانان و بچه هاي بزرگتر که براي اختلال دو قطبي خود تحت درمان قرار نگرفته اند دچار مشکلات زيادي در مدرسه و کارشان هستند ، ممکن است سوء مصرف مواد و يا الکل داشته باشند ، ممکن است در دوست يابي و نگه داشتن دوستانشان دچار زحمت شوند و بيشتر درگير رفتارهاي خطرناک ميشوند .

يک اختلال دو قطبي که درمان نشود ميتواند منجر به خودکشي شود . علائم هشدار دهنده خودکشي با توجه به سن متفاوت است. اين علائم هشدار دهنده در بچه ها و نوجوانان ممکن است شامل تمايل به مرگ يا خودکشي يا شکست اخيري در ارتباطاتشان باشد .چون يک کودک يا نوجوان با اختلال دو قطبي موقعيت سخت و دشواري را دارد خيلي مهم است که مشکلاتش را تا حد امکان زود تشخيص دهيم و راهکار حمايتي درماني برايش فراهم کنيم .

* تشخيص اين اختلال در بچه ها
اگر پزشک کودکتان به اختلال دو قطبي مشکوک باشد احتمالاً سئوالاتي از شما و فرزندتان مي پرسد و يا تستي از شما مي گيرد که سطح معمول مغزي و شدت دپرشن و مانيا را در کودک تشخيص دهد . پزشک ممکن است آزمايشات جسمي نظير آزمايش خون را براي جلوگيري از ديگر مشکلات احتمالي که مي توانند باعث پيدايش علائم شوند انجام دهد .او احتمالاً از شما سئوال مي کند که آيا در خانواده شما هيچ تاريخچه اي از بيماري مغزي و يا مصرف دارو و الکل وجود دارد. هر دو شرايط مي تواند به اختلال خلقي دوقطبي مربوط شود .تشخيص اختلال دو قطبي در کودکان مشکل است و علائم اغلب با شرايطي چون اختلال بيش فعالي - کم تمرکزي ، سوء استفاده از مواد يا اختلال رفتار مشابه است .

* راه درمان
اگر چه تغييرات خلقي در ارتباط با اختلال دو قطبي يک چالش است ولي مي توانند بطور مؤثري اداره شوند . درمان معمولاً شامل داروهاي تعديل کننده خلق و توصيه هاي تخصصي است که در اغلب موارد ترکيبي از هر دو ( دارودرماني و مشاوره ) مورد نياز است .داروها در درمان اين اختلال بخوبي مورد مطالعه قرار گرفته اند. بهر حال مطالعات جديد در حال انجام است .

* تشخيص زودهنگام اختلال دوقطبي اهميت دارد
بچه هاي با اين اختلال در معرض خطر سوء استفاده از مواد هستند ، در مدرسه مشکل دارند (عقب ماندگی تحصیلی و....) رفتارهاي خشن ، بي پروا و مشکلات قانوني دارند . تشخيص زودهنگام و درمان مناسب به کودک کمک مي کند که بهبود نرمالي داشته باشد و از مشکلات اجتماعي که توسط اين اختلال ايجاد مي شود دوري کند . اختلال درمان نشده مي تواند به خودکشي منجر شود . درمان اين اختلال بويژه باليتيم ( ليتيوم ) رفتارهاي خودکشي را کاهش ميدهد . تشخيص و درمان زودهنگام در کاهش خطر بسيار مهم است

پی بردن به شخصیت اطفال از روی نقاشی آنان

پی بردن به شخصیت اطفال از روی نقاشی آنان

کودک وقتي نقاشي ميکند، چيزها را چنان که در حقيقت بيروني وجود دارد، نشان نميدهد، بلکه به گونهاي که آنها را در ذهن ميبيند و به نظرش ميرسد ،بيان ميکند و بدين ترتيب چشمانداز دنياي درون خود را نمايان ميسازد. گاه اين دخالت دروني و ذهني چنان قوي است که کودکی که صورت مدلي را نقاشي ميکند، ناخودآگاه خطوط صورت خود را در آن به کار ميبرد و همين خصوصيات است که نقاشيهاي کودکان را اين چنين زنده و جالب ميکند.این همان چیزیست که در تستهای برون فکن روانشناسی از آن استفاده میشود.

اگر زبان نقاشيهاي کودکانه را بدانيم متوجه ميشويم که در وراي شکل و ساختمان نقاشيها، چيزهايي از شخصيت کودک نهفته است. با وجود اين بعضي از موضوعها براي تجزيه و تحليل، سادهتر از ديگران است، زيرا آنها مدتهاي درازي مورد بررسي، مطالعه و تجزيه و تحليل و دستهبندي روانشناسان قرار گرفته بودهاند. بايد اضافه کرد موضوعهايي که معمولاً بيشتر مورد مطالعه قرار گرفتهاند همانهايي هستند که بر اثر انعکاسهاي عظيم عاطفي، براي کودک جذابيت فراواني دارند و بنابراين بهتر از هر چيز خطوط شخصيت او را نمايان ميسازند و بسيار زياد مورد توجه کودک قرار ميگيرد.

کودک اين موضوعها را چه اختياري چه بر اثر تشويق بزرگسالان با کمال ميل مورد استفاده قرار ميدهد. درک و فهم نقاشيهاي کودکان و چيزي که او ميخواهد بيان کند، براي والدين و مربيان بسيار لازم است، آنهم نه فقط به عنوان کنجکاوي خشک و خالي، بلکه بدين علت که شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بين بزرگسالان و کودکان ميشود و به پيشرفت و تکامل کودک کمک شاياني ميکند.

بزرگسالان ميتوانند با برقرار کردن روابطي دوستانه و معنوي با کودک، از او بخواهند برايشان درخت، حيوان، خانه، يک شخص، يک خانواده، خودش و يا هرچه را که مورد علاقهاش هست و يا ازآن ميترسد يا يک رؤيا را ترسيم کند، البته بيآنکه چيزي را به او تحميل کنند.
قبل از آغاز تجزيه و تحليل بعضي از موضوعها که بيشتر مورد استفادة کودکان قرار ميگيرد، يادآور ميشويم که براي آنکه تعبير نقاشيهاي يک کودک داراي کيفيت بهتري باشد، بايد از تعداد هرچه بيشتري از نقاشيها و اطلاعات دقيقي از زندگي خود آن کودک کمک گرفت.

1) شکل آدم(Draw a person test)
کودک وقتي که شکل آدمي را ميکشد، قبل از هر چيز شکل خود و يا درکي را که از بدن و تمايلاتش دارد، بيان ميکند. در واقع بين بعضي خطوط آدمک نقاشي شده و خصوصيات رواني و جسمي کودکي که آن را کشيده، ارتباطهاي مشخصي وجود دارد. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال بسياري وجود دارد که کودک کاملاً سازگار باشد. اگر برعکس آدمک مثلاً در اندازهاي خيلي کوچک و يا در گوشهاي از کاغذ کشيده شده باشد به معناي اين است که کودک خود را کم ارزش و از ديگران پايينتر ميداند.

از اين کم بها دادن به خود، در چندين نقاشي کودک ادامه پيدا کرده باشد، نشانگر خجالتي بودن اوست که ممکن است تا حد تمايل به ناپديدشدن نيز پيش برود. در نقاشي فقدان دست و بازو نيز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنيت است. زيرا دست و بازو که در نقاشي کشيده نشدهاند، همان وسايلي هستند که امکان عمل در محيط پيرامون کودک را فراهم ميآورند.
کودکاني که خود را بالاتر از بقيه ميدانند، آمکهايي با ندازه بزرگ رسم ميکنند. اين نوع نقاشي مخصوص کودکاني است که اختلال دماغي دارند و يا بطور معمول کودکاني هستند زودرنج و حساس که هميشه فکر ميکنند مورد ظلم و ستم قرار گرفتهاند.

وجود اين نوع آدمکهاي بزرگ در نقاشي کودکان آنها را در قضاوتهايشان آشتيناپذير و سختجلوه ميدهد. بنابراين شکل ساده يک آدمک خواه تنها و يا در ميان مجموعهاي از چيزهاي ديگر بيان کننده مشخصات جالبي از شخصيت کودک است. در اين گونه نقاشيها، کودک خود را با آدمکي که نقاشي کرده، شبيه ميداند و به همين دليل «ماشوور»، نقاشي آدمک را به عنوان آزمايش برونافکني مورد استفاده قرار داده است. روش ماشوور به اين ترتيب است که از کودک ميخواهد پشت سر هم دو شخص را که دومي از نظر جنسيت مخالف اولي باشد، ترسيم کند.اين دانشمند عقيده دارد که شخص اولي خود کودک و شخص دوم ديگران را نشان ميدهد.
بررسي و مطالعه «ماشوور» به طور کلي در مورد نمادهاي اندامها و از نظر فرعي، بر جزئيات لباس و پوشاک انجام ميگيرد. او به بررسي شکل و ساخت در نقاشي (اندازه، خط، ترکيبات) که کمتر در معرض تغييرات است و شالودة سبک نقاشي را دربرميگيرد، اهميت وافري ميدهد.
در زير بهطور خلاصه نمادهاي اصلي اندامها را نام ميبريم:

 سر: معرف مرکز شخصيت و قدرت فکري و هوشي و عامل اصلي کنترل فشارهاي دروني است. کودکان هميشه سرهاي بزرگ ترسيم ميکنند ولي اگر سر زياد بزرگ باشد، نشانگر آن است که «من» کودک بيش از حد طبيعي است.

 صورت: چون بسيار اهميت دارد اغلب تنها کشيده ميشود. کودکان پرخاشگر جزئيات آن را به حد اغراقآميزي بزرگ ترسيم ميکنند، در حاليکه کودکان خجالتي، جزئيات را از نظر مياندازند و فقط دايره صورت را ترسيم ميکنند و به ندرت صورت را از نيمرخ ميکشند.
اگر زبان نقاشي هاي کودکانه را بدانيم متوجه مي شويم که در وراي شکل و ساختمان نقاشي ها، چيزهايي از شخصيت کودک نهفته است و سپس به تجزيه و تحليل اشکال نقاشي ها پرداختيم.

 دهان و دندانها: ممکن است معني نياز به مواد خوراکي را نمايان سازد و هم به معني پرخاشگري باشد. لبها که بسته باشند، نشان دهنده تنش و فشار است و چانه، نماد قدرت مردانگي است.

 چشمها: دنياي درون نقاش و اجتماعي بودن او را نشان ميدهند. کودکان خردسال چشمها را با حالتهاي درنده و وحشي ميکشند.

 دستها و بازوها: که در دوران اوليه زندگي کودک براي شناخت محيط اطراف زياد به کار ميرود، در مرحله بعدي به عنوان پيشرفت «من» و سازگاري اجتماعي به کار ميآيد. کودکان ضعيف و درونگرا اغلب براي آدمک پا نميگذارند و يا او را به حالت نشسته نقاشي ميکنند.

 بالا تنه: اگر باريک و لاغر کشيده شود مشخص کننده اين است که کودک از اندام خود ناراضي است و يا از چاق شدن و بزرگ شدن ميترسد، در مواردي ديگر، بالاتنه لاغر ممکن است نشان دهنده ضعف جسماني واقعي باشد.

 سايه زدن: در بعضي قسمتهاي بدن هميشه نشانه آن است که مسائل و مشکلاتي در قسمتهاي سايه زده وجود دارد.
اگر کودک از نقص جسمي رنج ببرد، عضوي که داراي نقيصه است هميشه به طور واضح مشخص ميشود. مثلاً کودک ناشنوا، هميشه گوش را به طور واضح و درست و با دقت ترسيم ميکند.
با ظاهر شدن سن بلوغ نقاشي پيکر آدمکها کمکم فرق ميکند و نقاشيهاي نوجوانان در اندازههاي جديد (کوچکتر شدن نسبي سر و رشد شانهها) و نيز با سليقهتر شدن جزئيات لباس پيکر آدمکها نمايان ميشود.
براي بررسي و قضاوت درباره نقاشيهاي آدمکها ـ مانند هر موضوع ديگر ـ هميشه بايد وابستگي فرهنگي کودک را مشخص کرد. زيرا ممکن است امري که در يک محيط فرهنگي، کاملاً عادي است و در محيطي ديگر نشانهاي از يک مشکل باشد.

نشان دادن حرکت در نقاشي معرف هوش کودک است، ولي نقاشيهايي که در آن پيکر انسان نمايانده ميشود، داراي معني عاطفي نيز هست و امنيت و سازگاري اجتماعي کودکان را نشان ميدهد. پيکرهاي صاف و خشک معمولاً توسط کوچکترها يا بچههاي خجالتي و پرخاشگر که براي ارتباط با ديگران با مشکل روبرو ميشوند، کشيده ميشود. بچههاي محزون، وضعيت آدمکها را کاملاً دقيق ميکشند و تناسب اندامهاي مختلف را کاملاً رعايت ميکنند. کودکاني که داراي تخيلات پرحاصلي هستند و توجه زيادي به بدن خود دارند، اندامهاي مختلف آدمک را به حالتي زنده و شاد ترسيم ميکنند.

در نقاشيهايي که فرد مورد نظر در حال انجام کاري است، اغلب قسمتي از بدن که آن کار را انجام ميدهد، بيشتر مورد توجه کودک واقع ميشود و ديگر قسمتها کم اهميت نشان داده ميشود. يک نوع نقاشي از پيکر آدم، کشيدن تصوير خود است و اين نوع با نقاشيهايي که از ديگران کشيده ميشود، همسان است، ولي فرقش اين است که در نوع اول کودک کاملاً به اين موضوع آگاه است که در حال کشيدن تصوير خويش است. اين آگاهي ممکن است نيروي مکانيسم دفاع از خود را تقويت کند و نقاش تصويري از خود ارائه دهد که کمال مطلوب او باشد و نه تصوير حقيقي او.

2) نقاشي گروهي از بچههاي هم سن و سال
يکي از انواع نقاشيهاي آدمک جهت بررسي شخصيت و سازگاري کودک تصويري است که کودک از خود و کودکان هم سن و سال خود باهم ميکشد. بيشتر اوقات، گروه بچهها در حال بازي کردن نشان داده ميشوند. زماني که کودک اين نوع نقاشي را ميکشد خواهي نخواهي موقعيت واقعي خود و نيز ارتباط خود با ديگران را در گروه مشخص ميکند. اگر کودک در ميان گروه و يا در کنار دايره کشيده شده باشد، معاني مختلفي پيدا ميکند. ناسازگارها اغلب در محدودة خارجي گروه و يا به طور تنها کشيده ميشوند. براي تشويق کودکان به اين نوع نقاشي ميتوان به آنها گفت به همبازيهايي که دوست داري با آنها بازي کني فکر کن و شکل همه را در حال بازي کردن بکش.

3) نقاشي خواب و رؤيا
کودکي که شخصي را در حال انجام کاري و يا در محيط خاصي رسم ميکند، در واقع به نوعي تمايلات خود را ارضاء ميکند و يا موقعيتهايي را که باعث هراس او شده، به صورت نقاشي بيرون ميريزد. کودک خودش نميداند که تمايلات و ترسهايش را بدين وسيله بيرون ميريزد، ولي او درست مانند مواقعي که بازي ميکند، با تصور موقعيتهاي تعارضي خود، در واقع مشکل خود را از فشار دروني و عاطفي آزاد ميکند. کودک در نقاشيهايش به طور دلخواه و اختياري با روشي خاص و شگفتانگيز چيزهايي را در نقاشيهاي خود نشان ميدهد که دوست دارد يا مورد علاقه اوست و يا از آن ميترسد، ولي غالباً وقتي دلهرة او زياد باشد يا هنگامي که احساس گناه کند از شخصيتهاي حکايتها و قصههايي که ميشناسد استفاده ميکند ـ

مثلاً کشيدن شکل پادشاه به عنوان «پدر مطلوب»، ملکه، «مادر مطلوب»، جادوگر «مادربد»، شاهزاده «خودش» و شخصيتهاي ديگري مثل فضانورد و کارآگاه و دزد و ... بهترين وسيله براي شناخت نمادها براي کودک اين است که از او بخواهيم خواب و رؤيايي را به صورت نقاشي بکشد و سپس آنرا توضيح دهد. اين کار را کودک به راحتي انجام ميدهد، زيرا مسأله مربوط به خواب و رؤياست و کودک خود را مسئول نميداند. نقاشي خواب و رؤيا ممکن است ترسها و تمايلات کودک را ظاهر سازد. مثلاً تمايل به قدرت که سرچشمه آن در احساسات خود کوچکبيني کودک نسبت به بزرگترهاست، با خواب و رؤيا به راحتي بيان ميشود.

دکتر محمد والی پور

علل ودرمان لکنت زبان در کودکان

علل ودرمان لکنت زبان در کودکان

یکی از مسائل و مشکلات خاص دوران کودکی اختلالات و ناروانیهای گفتاری است که از جمله شایعترین آنها میتوان از لکنت زبان نام برد. بر طبق چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری بیماریهای روانی، لکنت زبان نوعی آشفتگی و اختلال در روانی گفتار است که بهصورت تکرار صداها، کشش صداها، قطع روانی کلام، تکرار کلمات، تکرار کلمات، مکث بین واژهها، ناموزنی تکلم و جایگزین کردن واژهها به منظور جلوگیری از کشش صداها در بین کودکان و نوجوانان مشاهده میشود.

اغلب کودکانی که دچار لکنت زبان هستند، میدانند که چه میخواهند بگویند و شاید بارها نیز آن را تمرین و تکرار کردهاند، ولی به راحتی و در شرایطی خاص قادر به بیان آن نمیباشند. آنان برای این که بتوانند فشار حاصله از وقفههای غیر ارادی کلامشان را کاهش دهند، دچار پریشانی و آشفتگی میشوند و سعی دارند با تلاش و کلنجار بسیار حرف خودشان را بزنند.همانطور که هیچ دو کودکی کاملاً شبیه به هم نمیباشند، لکنت نیز در همه کودکان به یک شکل نمیباشد. در گروهی از کودکان لکنت همراه با اضطراب، فشارهای عصبی، تیکهای جسمانی، تغییر حالات چهره و حتی گریه کودک است و در گروهی دیگر، لکنت موجب ناتوانائیهای شدید ارتباطی در آن میشود. لکنت در بین کودکان خردسال، ناپایدار و گذراست و میتواند از یک روز به روز دیگر و از یک موقعیت تا موقعیت دیگر تغییر کند.

برای مثال، کودکی ممکن است بهصورت تدریجی دچار لکنت شود و این اختلال در او ماندگار شود، در حالی که ممکن است در کودکی دیگر، کاملاً ناگهانی و به یک باره شروع شود و حتی به یک باره نیز از بین برود. علت این تغییرات میتواند با حالات روحی ـ روانی، خستگی، نگرانی و شتاب او برای توضیح دادن مطلب در ارتباط باشد.آنچه که در این خصوص حائز اهمیت میباشد آن است که، اگر کودک تازه شروع به لکنت کرده است و پس از مدتی بهبود نیافته است، ممکن است ناروانی در گفتار او موجب تنش، اضطراب و ناکامی او در مراحل مختلف زندگیش شود که بهتر است در همان اوان کودکی بهدنبال کمک متخصصین بود.در اغلب موارد، لکنتها و ناروانیهای گفتار که ثابت و پایدار میشوند، ممکن است با افزایش سن بهبود نیابند و مسائل و مشکلات فراوانی برای کودک بهوجود آورند.

میزان شیوع لکنت زبان
میزان شیوع لکنت زبان در بین کودکان تقریباً ۵ درصد است و معمولاً تا سنین جوانی، ۸۰ ـ ۵۰ درصد این افراد با رسیدگی و درمان به موقع بهبود پیدا میکنند همچنین لکنت زبان در بین پسرها ۵ ـ ۴ برابر دخترهاست و سیر بیماری نیز در بین پسرها طولانیتر است.بهطور کلی، اغلب مشکلات گفتاری در سنین ۵ ـ ۲ سالگی (یعنی زمانی که کوکان در حال فراگیری مهارتهای کلامی گوناگون، استفاده از لغات جدید، بهکارگیری جملات طولانیتر، صحبت در میان جمع و بیان نظرات و افکارشان هستند) و ۷ ـ ۵ سالگی (یعنی زمان آغاز مدرسه، برانگیختگی برای یادگیری و کنجکاوی، هیجان ناشی از کلاس و درس، کسب مهارتهای اجتماعی و ورود به اجتماع بزرگتر هستند)، آغاز میشود.

مشخصات بالینی لکنت زبان
اغلب کودکان در ۱۵ ـ ۱۲ ماهگی شروع به صحبت کردن میکنند و در ۲۴ ـ ۱۸ ماهگی با ساختارهای دستوری صحبت میکنند.کودکانی که لکنت دارند، میانگین زمان گفتارشان پائین است و تکلم را دیرتر آغاز میکنند. این گونه کودکان الزاماً در سایر مهارتهای رشدی خود کند نیستند. پژوهشگران طی تحقیقی دریافتند کودکان مبتلا به لکنت از تعداد بیشتری از گفتههای تک واژگانی استفاده میکردند.
▪ ساختارهای ساده دستوری را به کار میبردند. ▪ اشتباهات دستوری بیشتری داشتند. ▪ اشتباهات بیشتری در تولید اصوات داشتند.
▪ در مقایسه با کودکان سالم ۲ ماه تأخیر رشد کلامی داشتند.

تشخیص لکنت زبان در مراحل اولیه بسیار مشکل است؛ زیرا اغلب کودکان خردسال بدون اینکه هیچ مشکل و یا زمینهای برای گسیختگیهای گفتاری داشته باشند، علائمی از لکنت زبان دارند. گروهی از آنها چندان به این مشکل خود اهمیت نمیدهند و اگر چند بار هم نتوانند کلمهای را به درستی بیان کنند، هیچ ناراحت نمیشوند. در حالیکه گروهی دیگر، کمترین گرفتگی زبان تأثیری عمیق بر رفتارهای اجتماعی آنان میگذارد و سخت تلاش میکنند تا لغات و واژگان را بهدرستی بیان کنند. در نهایت نیز از این که نمیتوانند آنطور که میخواهند صحبت کنند، دچار ناامیدی و ناکامی میشوند.شدت لکنت زبان در کودکان میتواند از حادترین تا کمترین حالات متغیر باشد. متخصصان گفتار درمانی برای تشخیص و شناسائی کودکانی که دچار لکنت زبان هستند، به علائم زیر توجه میکنند؛

▪ تکرار صداها و هجاها (مثل، منمن منمن، او او او)
▪ کشش یا امتداد دادن صداها (مثل تکرار صدائی مممم ماما، تکرار هجائی مامامامان)
▪ در میان اندازی
▪ مکث درون واژهها
▪ انسداد قابل شنیدن و ناملفوظ (مکثهای پر و خالی)
▪ جایگزین کردن برخی لغات به منظور عدم گفتن کلمات مشکل
▪ تکرار واژه های تک هجائی
▪ انجام حرکات اضافی مثل، چشمک زدن، تیک، لرزش فکها و لب و دهان
▪ بیان واژههای مشکل که با تنش فیزیکی ادا میشوند.
تمام موارد فوق علائم لکنت زبان هستند وچنان چه والدین، مربیان و نزدیکان تصور میکنند کودکی با این خصوصیات صحبت میکند، بهتر است با اتخاذ روشهای مناسبی درصدد بهبود او برآیند و اجازه ندهند لکنت در او سالها طول بکشد؛ زیرا گفتن این جمله که خودش خوب خواهد شد مشکلی از کودک حل نمیکند.

مراحل مختلف لکنت زبان
الف) پیش دبستانی : خطاهای گفتاری این کودکان ساده و رایج تلقی میشود و خود را در قالب تکرار سیلابها و کشیدن اول صداها نشان میدهد. از آنجائی که کودک نسبت به شیوه گفتار خود آگاهی ندارد، معمولاً نگرانی خاصی هم از این بابت احساس نمیکند. چنانچه درمان لکنت در این مرحله آغاز شود، درصد بهبود کودک بسیار بالا خواهد بود.

ب) دبستانی : در این مرحله کودک بهدلیل فشارهائی که از سوی هم کلاسیها، آموزگاران و والدینش بر او وارد میشود، نسبت به مشکل گفتاری خود آگاه میشود و لکنت داشتن را بهعنوان مشکلی جدی میپذیرد. کودک مبتلا به لکنت در این مرحله تصور میکند با فشار آوردن بر خود، چشمک زدنهای پیاپی، تغییر حالات چهره و اخم کردن میتواندمانع از لکنت خود شود.در حالی که این گونه رفتارهای ناخودآگاهانه او پس از مدتی به بخشی از عکسالعملهای کلامی او تبدیل میشوند.

پ) پیش نوجوانی : در این مرحله کودک با تغییرات مربوط به بلوغ خود رو به روست و مشکل لکنت او در موقعیتهای خاص و جدیدی پدیدار میگردد. از جمله، صحبت با افراد غریبه، خرید کردن، دوستیابی، سخنرانی در کلاس، گفتوگوهای تلفنی و...

ت) نوجوانی : نوجوانی که مبتلا به لکنت است از بسیاری موقعیتهای زندگیش چشم میپوشد و از ترس این که مورد تمسخر و استهزاء دیگران قرار گیرد، منزوی، کم حرف، مضطرب و افسرده میشود. در این مرحله گویش نوجوان بسیار کوتاه و محدود به واژگانی میشود که برای بیان و ادا آنها مشکلی ندارد.

عوامل مؤثر در بروز لکنت زبان کودکان
تحقیقات مختلفی نشان میدهند که لکنت زبان بر اثر مجموعهای از علل و عوامل بهوجود میآید. از جمله وجود زمینههای ژنتیکی، آسیبهای مغزی، اختلال سیستم گویائی، الگوهای نامناسب محیطی عقبماندگیهای ذهنی، اختلالات شنیداری، بحرانهای روحی روانی و....این عوامل شاید به تنهائی علت بروز لکنت زبان در کودک نمیباشد، ولی زمینه را برای ابتلای او به ناروانیهای گفتاری هموار میکند. از جمله عوامل مهم بروز لکنت زبان میتوان به چند علت عمده زیر اشاره کرد:

۱) عوامل ژنتیکی و عصب شناسی :
تحقیقات گروهی از متخصصین گفتار درماین نشان میدهد که کودکانی که خانوادههائی با سابقه اختلالات گفتاری، ناروانی در صحبت و لکنت هستند، بیشتر احتمال دارد که دچار نقض سیستم گویائی شوند. براساس این پژوهشها، فرد مبتلا به لکنتزبان از نظر ژنتیکی با شخص سالم متفاوت است.

۲) عوامل بیولوژیک :
از آنجائی که سلامت مغز در گفتار و کلام کودک از اهمیت ویژهای برخوردار است، لذا هر گونه فشار، آسیب، ضربه و صدمهای به مغز میتواند عوارض گوناگونی در برداشته باشد. از جمله؛ فشارها و آسیبهای هنگام زایمان، نرسیدن اکسیژن به نوزاد هنگام تولد، آسیبهای مغزی، صرع، بیماریهای عفونی مغز که منجر به اختلال سیستم گویائی در مغز شوند میتواند منجر به بروز لکنت زبان در کودک شوند.

۳) عوامل روانشناختی :
بدیهی است هر کودکی دارای توانائیها، استعدادها، ویژگیها و خصوصیات رفتاری خاصی است که او را از سایر کودکان متمایز میکند. هیجانات، احساسات تنشها، ضربههای عاطفی و... همگی از جمله عوامل روانی گوناگونی هستند که میتوانند تأثیراتی منفی بر گویش و کلام گذارند.

۴) عوامل محیطی :
در برخی موارد متأسفانه والدین، مربیان و اعضاء خانواده کارهائی میکنند که مانع از سخن گفتن عادی کودک میشود و او را به عجولانه صحبت کردن و اشتباهات گفتاری وا میدارد. برای مثال، قطع کردن نابهجای کلام کودک، انتقادهای بیش از اندازه از صحبتهای کودک، اصلاح گفتار کودک (تلفظ صداها، کلمات و جملات)، کامل کردن جملات کودک، شتابزده صحبت کردن با کودک، تأکید بیش از اندازه به کودک باری تند حرف زدن، فشارهای انضباطی شدید توقعات بیش از حد توان کودک، تجربیات ناگوار زندگی، اضطراب شدید مادر و....
روشهای درمانی لکنت زبان