نظریه گشتالت

گشتالت در آلمانی به معنای «انگاره» (configuration) یا شکل (form) است. روانشناسان گشتالت معتقد بودند که گرچه تجربه‌های روانشناختی از عناصر حسی ناشی می‌شوند، اما باخود این عناصر تفاوت دارند. روانشناسان گشتالت معتقد بودند که یک ارگانیزم چیزی به تجربه می‌افزاید که در داده‌های حسی وجود ندارد و آنها آن چیز را سازمان (organization) نامیدند و همانطورکه بیان شد گشتالت در آلمانی به معنی سازمان است. طبق نظریه گشتالت ما دنیا را در کل‌های معنی‌دار تجربه می‌کنیم و محرک‌های جداگانه را نمی‌بینیم و کلاً هرآنچه می‌بینیم محرک‌های ترکیب یافته در سازمان‌ها (گشتالت‌ها)یی است که برای ما معنی دارند.

طبق این نظریه کل چیزی فراتر از مجموع اجزای آن است. برای مثال ما با گوش فرادادن به نت‌های مجزای یک ارکستر سمفونی قادر به درک تجربه گوش دادن به خود آن نیستیم و در حقیقت موسیقی حاصل از ارکستر چیزی فراتر از مجموع نت‌های مختلفی است که توسط نوازندگان مختلف اجرا می‌شود. آهنگ دارای یک کیفیت منحصر به فرد ترکیبی است که با مجموع قسمت‌های آن متفاوت است.

گشتالت درمعماری

گشتالت درمعماری

 

ادراک فرایند کسب اطلاعات از محیط است. نظریه گشتالت معتقد است نخست، کلیت یک موضوع درک می­ شود و سپس اجزاء تشکیل دهنده آن مورد شناخت قرار می­ گیرد. بر این اساس، اصول و قوانین بصری چنین ادراکی قابل تعریف خواهند بود. قوانین هشت گانه بصری گشتالت در هنر(زیاده­ نمایی، مجاورت، تشابه، بستگی، تجربه، سطح، تقارن و بسته­ بودن)، تصویر را شامل دو جزء شکل و زمینه می­ داند که مبتنی بر پیشاشناخت و سایر تجارب حسی قابل تحلیل هستند. این نوشتار نسبتهای چهارگانه معماری- منظر را مبتنی بر اصل شکل-زمینه  و بر اساس قوانین هشت گانه گشتالت مورد بررسی تحلیلی- گرافیکی قرار می­ دهد. نمونه­ های مورد بررسی، تک آثار معماری در مناظر طبیعی پیرامون خود هستند که تنها به عنوان مصداق مورد اشاره قرار گرفته و جهت تحلیل بهتر گرافیکی استفاده شده­ اند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می­ دهد که تحلیل اثر معماری (شکل) در منظر (پس زمینه) بر اساس قوانین گشتالت امکان­ پذیر بوده و دسته­ بندی­های پیشین در بررسی نسبت های معماری و منظر (شامل «معماری در ادغام با منظر»، «معماری در تضاد با منظر»، «معماری در تعامل با منظر» و «منظر به مثابه معماری») با قوانین بصری گشتالت مورد اثبات مجدد قرار می­ گیرند. همچنین رویکرد «منظر به مثابه معماری» به عنوان رویکرد در حال تکوین دنیای معاصر، نوع جدیدی از تعامل شکل-زمینه است که اولویت را به زمینه (منظر) داده و فرم معماری را حاصل خلق مناظر انسان­ ساخت می­ داند. این رویکرد برخلاف موارد دیگر بوسیله تمامی هشت اصل بصری گشتالت قابل تحلیل است. بنابراین واجد تمامی  اصول گشتالت می­ باشد. همچنین اصل تشابه در تحلیل تمامی رویکردهای معماری نسبت به منظر مورد استفاده بوده و اصول تقارن و تجربه نیز تنها در یک رویکرد (منظر به مثابه معماری) استفاده شده است.

                                     تهیه کننده:فاطمه بیک

 

یادگیری پنهان مفهوم (انفاق)در درس ریاضی

برای یادگیری مفهوم انفاق به صورت پنهان در درس ریاضی ودر مفهوم کسر به این صورت عمل شد:

ادامه نوشته

آموزش و يادگيري پنهان

به زعم برخي از صاحبنظران، ما مي توانيم محركهايي را ثبت كنيم كه از ادراك آنها آگـاه نمـي شـويم.

در واقـع مي توانيم به نوعي يادگيري معتقد باشيم كه آگاهانه نيست و كنشگر بدون اطـلاع و آگـاهي خـود بـه ثبـت و ضـبط

محركها اقدام مي كند.اينگونه يادگيري را كه يادگيري پنهان  1نام دارد، مي توان به شرح زير تعريف كرد:

يادگيري كه در عمل آشكار نيست، ولي خود را در عمل بعدي ضمن يك فعاليت آشكار مي سازد.

 

ادامه نوشته

مفهوم تكنولوژي آموزشي

تكنولوژي آموزشي، در عمل با طراحي و ارزشيابي برنامه‌هاي درسي، تجارت آموزشي، اجرا و اصلاح مجدد آنها بستگي دارد، به بياني ديگر، تكنولوژي آموزشي، يك روش اصولي و منطقي براي حل مشكلات آموزشي و

ادامه نوشته

یادگیری پنهان در مدرسه

برنامه درسي پنهان در مدرسه و در موقعيت هاي يادگيري خاصي اتفاق مي افتد : ساختار مدرسه(نظام مديريت ،قوانين ومقررات مدرسه) جو اجتماعي مدرسه (فرايند هاي زندگي وكنش متقابل بين اعضاي خانواده ومدرسه) تعاملات معلم ودانش آموز (تصورات وزمينه هاي موقعيتي معلمان نسبت به دانش آموزان ). اين موقعيت ها عمده ترين موقعيت هاي شكل گيري برنامه درسي پنهان است(حبيبي پور،باتواني 1386). در واقع برنامه درسي پنهان چيزي است از جنس ساختار محيط كه خودش را بر محتوا و مواد آموزشي تحميل ميكند. اين برنامه به حضور لحظه و عملي معلم و شاگرد در كلاس وابسته اند(اسكندري،1387).اما بيشترين تاثيري كه برنامه درسي پنهان بر دانش آموزان دارد تاثير در عواطف آنها است ،كودكان در هر دوره رشد ويژگي هاي معيني پيدا مي كنند يكي از اين ويژگيها، ويژگي هاي عاطفي است (سيف،1368). مؤلفههاي عاطفه مواردي مثل خشم ، ترس ، حسادت، كنجكاوي، لذت، غم ، محبت، در هر دوره از رشد متكامل تر مي شود كودكان در مدرسه در برابر انواع رفتارها قرار دارند در تعامل با معلم، مدير، ساير دانش آموزان رفتارهايي را مي آموزند و اين رفتارها تاثيراتي عميق بر عواطف آنها مي گذارد، مثلا رقابت ناسالم ميان دانش آموزان حس حسادت آنها را بر مي انگيزاند يا رفتار نادرست يك معلم مي تواند آن چنان تاثيري در رفتار دانش آموزان داشته باشد كه دانش آموز براي هميشه علاقه و رغبت خود را نسبت به يك درس خاص از دست بدهد البته عكس اين قضيه نيز صادق مي باشد (سيف، كديور ، لطف آبادي،1381).

تاثیرات آموزش پنهان

تاثیرات آموزش پنهان

مقوله ی آموزش پهنه ای بسیار وسیع دارد بدین مفهوم که می توان آن را  به آموزش آشکار و آموزش پنهان تقسیم نمود .آموزش از نوع آشکار آن همان است که در کتابهای درسی به دانش آموزان آموزش داده می شود و در آخر هر ترم  امتحانی از آن به عمل می آید در واقع می توان این گونه گفت که آموزش آشکار از طرف معلمان قابل کنترل میباشد این در حالی است که در پشت این آموزش رسمی یک نوع آموزش غیر رسمی و به عبارتی پنهان در جریان است .آموزش پنهان به آن دسته از یادگیری هایی گفته می شود که دانش آموزان در ارتباط با یکدیگر از هم می آموزند و این اتفاق به صورت نا خواسته به وقوع می پیوندد. مسئله ی مهمی که امروزه مطرح است این است که یادگیری  دانش آموزان در بخش پنهان خیلی بیشتر از یادگیری های آنها در بخش آشکار  می باشد  و این می تواند بسیار نگران کننده باشد زیرا همانطور که گفته شد آموزش پنهان قابل کنترل نبوده و از طرفی در اکثر مواقع علاوه بر اینکه مفید نیست میتواند اثرات منفی  فراوانی بر روی آموزش رسمی داشته باشد .همچنانکه امروزه در برخی از مدارس اثرات آموزش پنهان به وفور دیده می شود و این امر لزوم وجود مدرسه ای را که کادر آن دارای روابط عمومی قوی و موثر  با دانش آموزان هستند را ایجاب می کند

نظریه گشتالت

نظریه گشتالت

تاریخچه:

پس از اینکه رفتارگرایی در آمریکا برای روانشناسان به صورت یک روش پذیرفته شده و مقبول درآمد ، به همان صورت که روش درونگری تیچنر و وونت مورد انتقاد رفتار گرایان قرار گرفت ، گروه کوچکی از دانشمندان آلمانی که خود را گشتالت می نامیدند استفاده از رفتارگرایی را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.مکس ورتایمر به همراه دو نفر دیگر به نامهای ولفگانگ کهلر و کورت کافکا بنیانگذاران روانشناسی گشتالت شناخته می شوند. به نظر می رسد نهضت گشتالت زمانی آغاز شد که ورتایمر ، در هنگام سفر با قطار به کشف پدیده فای ، به این باور رسید که پدیده ها با عناصری که آن را به وجود می آورند تفاوت دارند : "کل با مجموع اجزای آن متفاوت است" . گشتالت در واقع واژه آلمانی معادل انگاره یا الگو است . پیروان این مکتب معتقدند ما دنیا را در کل های معنی دار یا گشتالت ها تجربه می کنیم نه محرک های جداگانه و تجزیه کردن پدیده ها به معنای تحریف آن می باشد.

ادامه نوشته

تکنولوژی آموزشی چیست؟

تکنولوژی آموزشی چیست؟

هر نظام آموزشی در صورتی در انجام رسالت خود موفق خواهد شد که دارای معلمانی برخوردار از صلاحیتهای علمی و آشنا به روشهای آموزشی و مجهز به مهارتهای آموزشی و شغلی و حرفه ای باشد.  پس بنابراین 3 بال معلم جهت پرواز موفقیت آمیز در فضای آموزش را می توان:

ادامه نوشته

خلق فضای آموزشی همراه با بازی

        برخی از داوران و موسسات آموزشی بر این باورند که بازی کردن نقش مهمی در یادگیری کودکان ندارد و تنها با کسب نمرات خوب است که معلوم می شود آنها مطالب جدیدی یاد گرفته اند، ولی با خواندن این مقاله متوجه خواهید شد که کودکان برخی از پیچیده ترین مسائل را با انجام بازی های خاص می آموزند.

ایده آمو ختن مسائل با استفاده از بازی ایده جدیدی نیست. در واقع سالهاست که کودکان با این روش، مسائل پیچیده را آموخته اند. برخی از بازی ها و فعالیت ها بیشتر از هر کتابی یادگیری کودکان را تقویت می کند. درست است که مدرسه نقش مهمی در آموزش کودکان دارد ولی با توسل به شیوه های بسیار ساده می توان بر معلومات آنها افزود. کودکان قابلیت های زیادی دارند و بازی ها، نقش مهمی در شکوفایی این قابلیت ها ایفا می کنند.

ادامه نوشته