تعريفي كه كميته مخصوص تكنولوژي آموزشي در آكادمي ملي مهندسي

آمريكا از تكنولوژي آموزشي مي‌كند چنين است. مجموعه اي از معلومات ناشي

 از كار بست علوم آموزشي و يادگيري در دنياي حقيقي كلاس درس، همراه با ابزار و

 روش هايي كه كاربست علوم نامبرده در بالا را تسهيل كنند.


تكنولوژي آموزشي از ديدگاه جي.آر. گاس مدير مركز تحقيقات و نوآوري هاي آموزشي

 وابسته به سازمان همكاري هاي اقتصادي كشورهاي اروپايي

 عبارت است از : «طرح سازمان يافته و استقرار يك سيستم فراگيري كه از مزاياي روش

 هاي نوين ارتباط جمعي، ابزار و وسايل بصري، سازمان بندي كلاس درس و روش هاي

 جديد تدريس بهره گيري مي‌كند ولي در عين حال از آنها انتظار معجزه نيز ندارد.


اشكال اين تعريف در اين است كه بيشتر به روشها و ابزار تكيه مي‌كند و به تعيين هدفها و

 ارزشيابي از ميزان يادگيري نمي پردازد.


تعريفي كه از تكنولوژي آموزشي كه اكنون تقريباً مورد پذيرش همه است تعريف

جيمز براون از تكنولوژي آموزشي است. براو تكنولوژي آموزشي را «طراحي، اجرا و

ارزشيابي سيستماتيك» تمامي فرآيند يادگيري و آموزش بر اساس هدفهاي مشخص و نتايج

تحقيقات در زمينه هاي يادگيري انساني و ارتباط و همچنين به كار گرفتن مجموعه اي

از منابع انساني و غيرانساني به منظور ايجاد آموزش مؤثرتر مي‌داند.


مطابق تعريف فوق تكنولوژي آموزشي از تمامي يافته هايي كه در زمينه يادگيري

 انساني به دست آمده است بهره مي‌گيرد. علمي كه يادگيري را مورد مطالعه قرار مي‌دهد علم

روانشناسي يادگيري است و علمي كه اختصاصاً يادگيري انسان را بررسي مي‌كند.

 شاخه اي از روانشناسي به نام روانشناسي پرورشي يا روانشناسي تربيتي است.

 پس تكنولوژي آموزشي از يافته هاي علم روانشناسي تربيتي بهره مي‌گيرد. تكنولوژي آموزشي

 از نتايج پژوهشها در زمينه ارتباط نيز سود مي‌جويد. تكنولوژي آموزشي هر موقعيت آموزشي

را يك موقعيت ارتباطي مي‌داند، سعي مي‌كند كه اجزاء موجود در آن موقعيت ارتباطي را شناسايي

كند و موانع ارتباطي را تشخيص دهد.


در تعريف جيمز براون از تكنولوژي آموزشي طرح ريزي سيستماتيك، كاربرد ماهرانه

 توليدات تكنولوژي و نتايج تحقيقات روانشناسي تربيتي و ارتباط ، اموري اساسي مي باشند.

علاوه بر اينها تكنولوژي آموزشي با استفاده از منابع انساني و غيرانساني مي كوشد تا با

بهره گيري از همه امكانات به اهداف آموزشي برسد.

 

دوران پارينه سنگي تكنولوژي آموزشي!

 
 
علم جديد و تركيبي تكنولوژي آموزشي كه تاريخ نامگذاري و آكادميك شدن آن،
 
هنوز به يك سده نرسيده، دوران هاي گوناگوني را در تكوين خود سپري كرده است. امروزه،
 
دانشمنداني كه در حوزه علوم تربيتي و تكنولوژي آموزشي كار مي كنند، پنج دوره مجزا
 
و قابل تفكيك را براي بررسي مباحث و سير تحولات اين رشته از دانش برمي شمارند.
 
از ديد آنان، اين پنج دوران، اين گونه است.

* دوران ماقبل تكنولوژي  آموزشي:
 
 اين دوره، به سال هايي اطلاق مي شود كه در امر آموزش تنها از «زبان» استاد و «گوش»
 
 دانشجو استفاده مي شده كه البته بعد از اختراع خط،
 
نوشتار نيز به آن اضافه شده است. در واقع، آن چه امروزه از آن به نام «آموزش مبتني بر گچ و تخته»
 
 نام مي برند، شايد صورتي از آموزش هاي دوران ماقبل تكنولوژي آموزشي باشد كه اندكي
 
 بهينه شده است.

* دوران اول تكنولوژي آموزشي:
 
 از خلقت بشر تا حدود سال هاي آغازين قرني كه پشت سر گذاشتيم، در دوران ماقبل تكنولوژي
 
 آموزشي به سر مي برديم. از اين سال ها و با راهيابي گسترده انواع وسايل كمك آموزشي ،
 
نقشه ها ، چارتها ، ابزارها و تجهيزات مورد استفاده در فرآيند ياددهي - يادگيري به امور آموزشي،
 
وارد دوران اول مي شويم؛ دوراني كه تا حدود سال هاي پاياني دهه ۱۹۵۰ ميلادي ادامه مي يابد و
 
بعدها كه دانش تكنولوژي آموزشي شكل آكادميك پيدا مي كند، از اين دوران، به عنوان
 
«بعد سخت افزاري تكنولوژي آموزشي» ياد مي كنند.

در اواخر اين دوران، استفاده از وسايل آموزشي در امر يادگيري به مسئله اي مهم تبديل شده
 
 بود و يادگيري بهينه، به آموزشي اطلاق مي شد كه حتما در آن، از وسيله يا وسايلي هم بهره
 
گرفته شود.

* دوران دوم تكنولوژي آموزشي:
 
 از ابتداي دهه ۱۹۵۰ و همزمان با بلوغ دوره سخت افزاري،
 
 مباحثي در امور آموزشي پديد  آمد كه ضمن زيرسوال بردن استفاده محض از وسايل، مقوله ديگري
 
 را پيش مي كشيد. در اين دوران،  استفاده محض از ابزارها، جاي خود را به بهره گيري توأمان
 
 ابزارها و روش ها داد. در اين دوره، بر استفاده از روش هاي متنوع ياددهي - يادگيري،
 
 تكنيك هاي گوناگون ارزشيابي از آموخته هاي دانش آموزان، شگردهاي گسترده مرتبط با تدريس،
 
 روان شناسي تربيتي و مباحث مربوط با مديريت يادگيري تاكيد مي شد. از اين دوران، كه حاكميت
 
مطلق آن (در كنار تضعيف شدن بعد وسيله اي تكنولوژي آموزشي)، تا سال هاي پاياني دهه ۱۹۷۰
 
 ميلادي ادامه يافت، بعدها با عنوان «بعد نرم افزاري تكنولوژي آموزشي» ياد كردند.

* دوران سوم تكنولوژي آموزشي:
 
اين دوران، شاهد آشتي و تعامل بعد سخت افزاري و نرم افزاري تكنولوژي آموزشي و
 
استفاده متعادل از هر دو بعد در امر آموزش هستيم.

در كنار اين امر، همچنين مفاهيمي همچون «حل مسئله»، «مشكل گشايي»،
 
«شناخت و فراشناخت»، «نگرش سيستمي» و... در امور آموزشي به گوش مي رسد كه
 
همگي نتيجه بروز بعد سوم تكنولوژي آموزشي به نام
 
«بعد مشكل گشايي يا Problem Solving» است. در اين دوران، كه هنوز هم به نوعي
 
در داخل آن به سر مي بريم، آموزش به مقوله اي تخصصي و پيچيده تبديل شده است كه سخت افزار و
 
 نرم افزار و مهارت هاي مشكل گشايي به ياري يكديگر، فرآيند ياددهي - يادگيري را حلاوتي
 
 ديگر مي بخشند.

* دوران جديد تكنولوژي آموزشي:
 
 به گمان عده اي از صاحب نظران، با ظهور و گسترش كامپيوترهاي شخصي در امر آموزش، ورود
 
 بسته هاي آموزشي* نوشتاري و يا نرم افزاري به مدارس و دانشگاه ها و در سال هاي اخير آموزش
 
 هاي مجازي، يادگيري الكترونيكي و دانشگاه ها و مدارس هوشمند، تكنولوژي آموزشي وارد دوران
 
 جديد خود شده است. در اين دوران، نقش استاد و معلم از انتقال دهنده صرف اطلاعات به راهنما و
 
 تسهيل كننده فرآيند ياددهي - يادگيري تبديل شده و تكنولوژي آموزشي، ضمن بهره گيري از داشته ها و
 
 آموزه هاي چهار دوران پيشين خود، به ابزارها و تكنيك هاي جديدي نيز مجهز شده است.

با مرور شتابزده بر پنج دوره تكنولوژي آموزشي، نمي خواهيم در اين ستون كه نگاهي بيش نيست،
 
 كلاس وعظ و خطابه راه بياندازيم، بلكه مي خواهيم هشداري بدهيم به اهميت بهره گيري از اين دانش در
 
 دانشگاه ها و مراكز آموزشي و اظهار اميدواري كنيم تكنولوژي آموزشي در دانشگاه ها و مدرسه هاي
 
 كشور، لااقل در دوران پارينه سنگي خود سير نكند و دانشجويان و دانش آموزان ما، يادگيري هاي
 
 شيريني را تجربه كنند.